نی‌نوا

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

نی‌نوا

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

سخن دوست

برای اینکه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه باید اخلاص داشته باشیم . و برای اینکه اخلاص داشته باشیم سرمایه میخواد که از همه چیزمون بگذریم و برای اینکه از همه چیزمون بگذریم باید شبانه روز دلمون و وجودمون با خدا باشه . اینقدر پاک باشیم که خدا کلا ازمون راضی باشه ، قدم برمیداریم برای رضای خدا ، قلم میبریم روی کاغذ برای رضای خدا ،حرف می زنیم برای رضای خدا ، شعار میدیم برای رضای خدا و همه کارمون برای رضای خدا باشه . همه چیز ، همه چیز خواست خدا باشه که اگه این چنین شد پیروزیم و شکست معنا نداره برای ما . 
شهید همت

shahid hemmat

یک داستان و چند خاطره....

به روز ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ ه.ش در شهرضا در خانواده ای مستضعف و متدین بدنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای معلّی و زیارت قبرسالارشهیدان و دیگر شهدای آن دیار شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید.

محمد ابراهیم درسایه محبّت‍های پدر ومادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. در دوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق .العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت.
ادامه مطلب ...

مادر شهید

یک روز به ابراهیم گفتم پسرم این جنگ کی تمام میشود تا تو هم پیش زن وبچه‌ات برگردی . گفت: «مادر من زودتر از جنگ خلاص میشوم و جنگ ادامه می‌یابد».
به او گفتم این حرف را نزن .انشاءالله جنگ با پیروزی رزمندگان اسلام تمام می‌شود و تو هم برمیگردی . گفت همان است که گفتم . هیچ چیز خواست خدا را نمیتواند تغییر دهد . من سفارشهای لازم را به همسرم کرده‌ام و می‌دانم که او فرزند خوبی را تربیت خواهد کرد.

مادر شهید همت. به روایت کتاب صنوبرهای سرخ